کبابپزی ژاپنیteppanyaki style, shichirin (Jp.)واژههای مصوب فرهنگستانشیوهای در آشپزی ژاپنی که در آن سرآشپز هنگامی که مشتریان در کنار کبابپز نشستهاند، غذا را پیش چشمشان با مهارت خاصی آماده میکند
کبابپزی ژاپنیteppanyaki style, shichirin (Jp.)واژههای مصوب فرهنگستانشیوهای در آشپزی ژاپنی که در آن سرآشپز هنگامی که مشتریان در کنار کبابپز نشستهاند، غذا را پیش چشمشان با مهارت خاصی آماده میکند
شبکهایکبابکردنgrillingواژههای مصوب فرهنگستانپختن غذا بر روی توری کبابپز با استفاده از حرارت تابشی
کبابخانۀ ژاپنیteppanyaki restaurantواژههای مصوب فرهنگستانغذاخوری ژاپنیای که در آن مشتریان دورتادور پیشخانی متصل به یک کبابپز بزرگ مینشینند و پیش از صرف کباب شاهد پخت آن هستند
بخاریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ق، کرسی، هیتر، سماور، کتری، دیگ، رادیاتور، شعلهپخشکن پتوبرقی، کیسۀ آبگرم آبگرمکن، سونا، جکوزی گرمخانه، گلخانه ◄ باغ آشپزخانه، پختوپز، منقل، ک