کایدانلغتنامه دهخداکایدان . (اِخ ) دهی است از بخش عقیلی شهرستان شوشتر که دارای 500 تن سکنه ، آب آن از کارون و محصول عمده اش غله و برنج است . ساکنان از طایفه ٔ بختیاری هستند. (از ف
کایدانلغتنامه دهخداکایدان . (اِخ ) دهی است از بخش عقیلی شهرستان شوشتر که دارای 500 تن سکنه ، آب آن از کارون و محصول عمده اش غله و برنج است . ساکنان از طایفه ٔ بختیاری هستند. (از ف
سهیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهراست و بلند: ◻︎ چندان بود کرشمه و ناز سهیقدان / کآید به جلوه سرو صنوبرخرام ما (حافظ: ۳۸).
پای آگیشفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آنچه به پا آویزد یا بپیچد: ◻︎ توشهٴ جان خویش از او بربای / پیش کآیْدتْ مرگ پایآ گیش (رودکی: ۵۰۴).۲. = آگیشیدن
خواولغتنامه دهخداخواو. [ خوا / خا ] (اِ) خواب که بعربی نوم خوانند. (برهان قاطع) (از انجمن آرای ناصری ) : گر خری دیوانه شد یک دم ّ گاودر سرش چندان بزن کآید بخواو.مولوی (از انجمن