کاکلیلغتنامه دهخداکاکلی . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قوشخانه بخش باجگیران شهرستان قوچان در 68هزارگزی شمال باختری باجگیران و 6هزارگزی شمال مالرو عمومی اوغاز به اوزمان واقع ا
کاکلیلغتنامه دهخداکاکلی . [ ک ُ ] (ص نسبی ) آنکه کاکل دارد.- مرغ ِ کاکلی ؛ مرغ که بر سر خوچی دارد.|| (اِ) چکاو.چکاوک . قبره . رجوع به ابوالملیح و چکاوک و قبره شود.
کاکلیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپرندۀ کوچکی از نوع جل که بر روی سر چند پر به شکل کاکل دارد و ازحشرات تغذیه میکند.
کاکلیفرهنگ انتشارات معین(کُ) [ تر - مغ - فا. ] (ص نسب . اِمر.) پرنده ای است از گونه های جل که در روی سر دارای چند پر به شکل کاکل است و در صحاری و مزارع خشک آسیا و اروپا و آفریقا زندگی
پرستوی دریایی کاکلی بزرگSterna bergiiواژههای مصوب فرهنگستانگونهای از تیرۀ کاکائیان و راستۀ سلیمسانان که پرستویی بزرگ و لاغراندام است و روی سرش کاکلی سیاه دارد
پرستوی دریایی کاکلی کوچکSterna bengalensisواژههای مصوب فرهنگستانگونهای از تیرۀ کاکائیان و راستۀ سلیمسانان که منقار زرد- نارنجی باریکی دارد، بدنش خاکستری روشن و کفل و دمش خاکستری روشنتر است
مرغ سقای کاکلیPelecanus crispusواژههای مصوب فرهنگستانگونهای از تیرۀ مرغسقاییان و راستۀ مرغسقاسانان که پرندهای بزرگ است و جنس نر آن بزرگتر از جنس ماده است؛ رنگ آن سفید نقرهای و پرهای آن مجعد است که در ناحیۀ پ
اتاقهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکاکلی که از پرهای بعضی پرندگان بر کلاه میزدند: ◻︎ اتاقه زد به کلهگوشهام دمیدن مهر / که ای خراجستان یکهشاعر آفاق (؟: لغتنامه: اتاقه).
پرستوی دریایی کاکلی بزرگSterna bergiiواژههای مصوب فرهنگستانگونهای از تیرۀ کاکائیان و راستۀ سلیمسانان که پرستویی بزرگ و لاغراندام است و روی سرش کاکلی سیاه دارد