کاپیتولاسیونلغتنامه دهخداکاپیتولاسیون . [ ت ُ ی ُ ] (فرانسوی ، اِ) کاپیتلاسیون . حقی که به اتباع خارجیان در مملکتی دهند مبنی بر اینکه در محاکم خود آن مملکت محاکمه نشوند، بلکه در محاکم م
کاپیتولاسیونفرهنگ انتشارات معین(تُ) [ فر. ] (اِ.) حقی که به اتباع بیگانه در مملکتی دهند مبنی بر این که اگر در آن کشور جرمی مرتکب شدند در محاکم خود آن کشور محاکمه نشوند بلکه در محکمه های مربوط
کاپیتولاسیونفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهحقی که به اتباع خارجی در بعضی کشورها داده میشود تا در صورت ارتکاب جرم در کشور میزبان، در کشور خود محاکمه شوند؛ حق قضاوت کنسولی.
کاپیتلاسیونلغتنامه دهخداکاپیتلاسیون . [ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) کاپیتولاسیون . رجوع به کاپیتولاسیون شود.
کاپیتلاسیونلغتنامه دهخداکاپیتلاسیون . [ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) کاپیتولاسیون . رجوع به کاپیتولاسیون شود.
بائی لنلغتنامه دهخدابائی لن . [ ل ِ ] (اِخ ) شهری به اسپانیا ازایالت ژائِن ، دارای 8هزار تن جمعیت . بسال 1808 م . ژنرال دوپون درین شهر حق کاپیتولاسیون را امضاء کرد.
تسلیمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) م] تسلیم، واگذاری فرمانبرداری، اطاعت، فروتنی حلم، توکل، تقوا رخوت، بیحالی کاپیتولاسیون، انقیاد واگذاری تاجوتخت، چشمپوشی تمکی