کاوینلغتنامه دهخداکاوین . (اِ) کابین که مهر زنان باشد و آن مبلغی است که در وقت نکاح کردن مقرر کنند. (برهان ). صداق . (یادداشت مؤلف ) : دختر شهنشاه فخرالدوله را از بهر نوح بن منص
کاوینکلغتنامه دهخداکاوینک . [ ن َ ] (اِ) در شیراز مطلق ساررا گویند اعم از ملخ خوار و غیر ملخ خوار. (برهان ).
کاوینکلغتنامه دهخداکاوینک . [ ن َ ] (اِ) در شیراز مطلق ساررا گویند اعم از ملخ خوار و غیر ملخ خوار. (برهان ).
اصدقةلغتنامه دهخدااصدقة. [ اَ دِ ق َ ] (ع اِ) ج ِ صداق (کاوین زن ). (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد). رجوع به صداق شود.
مهرلغتنامه دهخدامهر. [ م َ ] (ع مص ) کابین کردن و کابین دادن زن را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کاوین کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). || زیرک و رسا گردید