کارنجیلغتنامه دهخداکارنجی . [ ن ِ ] (اِخ ) کارنگی (آندریو) (1835 - 1919 م .) صاحب مؤسسات معروف آمریکایی . وی مؤسسه ای بنام «مؤسسه ٔ کارنجی »، ایجاد کرد و هدف آن یاری بامور فرهن
کاونجکلغتنامه دهخداکاونجک . [ وَ ج َ ] (اِ) خیار بادرنگی را گویند که سبز و تازه و بزرگ باشد. (برهان ) : شاعر که دید به قد کاونجک بیهوده گوی و نحسک و بوالکنجک . ابوالمؤید.ای قامت
کلاونجیلغتنامه دهخداکلاونجی . [ ] (اِ) اسم هندی شونیز است . (تحفه حکیم مؤمن ). کلونجی . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به شونیز در همین لغت نامه شود.
کلونجیلغتنامه دهخداکلونجی . [ ] (اِ) به هندی شونیز است ، به فارسی سیاهدانه نامند. (فهرست مخزن الادویه ).
کارنجیلغتنامه دهخداکارنجی . [ ن ِ ] (اِخ ) کارنگی (آندریو) (1835 - 1919 م .) صاحب مؤسسات معروف آمریکایی . وی مؤسسه ای بنام «مؤسسه ٔ کارنجی »، ایجاد کرد و هدف آن یاری بامور فرهن