کاوشلغتنامه دهخداکاوش . [ وِ ] (اِمص ) کاویدن . حفر. کندگی . نقب . || تفتیش وتجسس و تفحص . || غور و تفکر و تأمل . (ناظم الاطباء). || نفوذ. تأثیر : پرستیدن داور افزون کنیدز دل
کاوشفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. جستجو؛ تفحص.۲. کندن زمین.۳. [قدیمی، مجاز] رخنه؛ نفوذ: ◻︎ پرستیدن داور افزون کند / ز دل کاوش دیو بیرون کند (فردوسی: ۷/۱۸۱).
کاوشفرهنگ نامها(تلفظ: kāvo(e)š) (اسم مصدر از کاویدن) ، جستجو ، بررسی و تحقیق ؛ (در قدیم) (به مجاز) ستیزه ، رخنه و نفوذ .
نگاشت لرزهایseismic profile, profileواژههای مصوب فرهنگستاننگاشت حاصل از ثبت امواج ایجادشده در یک چشمهگاه در هنگام کاوش لرزهای با استفاده از گروه آشکارسازها
اکتشاف لرزهایseismic explorationواژههای مصوب فرهنگستانبهکارگیری روشهای لرزهای برای مطالعۀ ساختارهای زمینشناختی زیرسطحی و تعیین موقعیت ذخایر نفت و گاز و دیگر کانیها متـ . کاوش لرزهای seismic prospecting