کاوشلغتنامه دهخداکاوش . [ وِ ] (اِمص ) کاویدن . حفر. کندگی . نقب . || تفتیش وتجسس و تفحص . || غور و تفکر و تأمل . (ناظم الاطباء). || نفوذ. تأثیر : پرستیدن داور افزون کنیدز دل
کاوشفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. جستجو؛ تفحص.۲. کندن زمین.۳. [قدیمی، مجاز] رخنه؛ نفوذ: ◻︎ پرستیدن داور افزون کند / ز دل کاوش دیو بیرون کند (فردوسی: ۷/۱۸۱).
کاوشفرهنگ نامها(تلفظ: kāvo(e)š) (اسم مصدر از کاویدن) ، جستجو ، بررسی و تحقیق ؛ (در قدیم) (به مجاز) ستیزه ، رخنه و نفوذ .