کاواکیلغتنامه دهخداکاواکی . (حامص ) خلاء و در میان چیزی نداشتن و میان تهی بودن . || مجازاً غرور و تکبر. (از ناظم الاطباء).
ابر کاواکیcavitation cloudواژههای مصوب فرهنگستانابری که از تجمع شمار فراوانی از حبابهای کاواکی تشکیل میشود
آسیب کاواکیcavitation damageواژههای مصوب فرهنگستانتخریب سطوح ناشی از جریانات متلاطمی که به کاواکسازی منجر میشود
تشدید کاواکیcavity resonanceواژههای مصوب فرهنگستانپدیدهای که در آن شرایط تشدید تابش الکترومغناطیسی بهکمک کاواک رسانا فراهم میشود
حبابbubbleواژههای مصوب فرهنگستانکاواکی کوچک با پوسهای (film) نازک و مرزی تقریباً کروی که با شاره پر شده و در یک شارة دیگر غوطهور است
حفره ۴vesicle 2واژههای مصوب فرهنگستانکاواکی با شکلهای متنوع در گدازهها که براثر به دام افتادن حباب گاز در حین سرد شدن گدازه به وجود میآید
ابر کاواکیcavitation cloudواژههای مصوب فرهنگستانابری که از تجمع شمار فراوانی از حبابهای کاواکی تشکیل میشود
آزمون فرسایش کاواکیارتعاشیvibratory cavitation erosion testواژههای مصوب فرهنگستانآزمونی برای تعیین آهنگ فرسایش کاواکی بر روی مواد مختلف که در آن ترکیدن حبابهای هوا در سطح فلز درحالارتعاش با بسامد بالا موجب فرسایش سطح فلز میشود
تهیئیلغتنامه دهخداتهیئی . [ ت ُ ] (حامص ) کاواکی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). خلاف پری : بباید دانست که باد یا اندر تهیئی اندامی تولد کند چون معده ... و یا اندر میان طبقه ها و لی