کانی کبودلغتنامه دهخداکانی کبود. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اوباتو بخش دیواندره شهرستان سنندج واقع در 53هزارگزی جنوب باختری دیواندره و 10هزارگزی خاور کرفتو. ناحیه ای است کوهستا
کانی کبودلغتنامه دهخداکانی کبود. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان روانسر شهرستان سنندج واقع در 9هزارگزی جنوب باختری روانسر و 3 هزارگزی خاور راه فرعی سنجابی جوانرود. ناحیه ای است واقع
کانی کبودلغتنامه دهخداکانی کبود. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ویسه ٔ بخش مریوان شهرستان سنندج . واقع در 19هزارگزی جنوب دژ شاهپور. و دوهزارگزی پیرانشاه و 6 هزارگزی مرز ایران وعراق
کانی کبودلغتنامه دهخداکانی کبود. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سرشیو شهرستان سقز. واقع در شش هزارگزی جنوب خاوری سقز و 3 هزارگزی جنوب شوسه ٔ سقز به سنندج . ناحیه ای است واقع در دام
کانی کبودلغتنامه دهخداکانی کبود. [ ک َ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیلسوار بخش کامیاران شهرستان سنندج واقع در ده هزارگزی خاور کامیاران و چهارهزارگزی شمال دیزگران . ناحیه ای است کو
کانیلغتنامه دهخداکانی . (اِخ ) ابوبکر... از شاعران متأخر عثمانی بود. شاعری قلندرمآب و لاابالی بشمار می رفت و سرانجام به فرقه ٔ مولوی پیوسته ومنزوی گشت و در سال 1206 درگذشت . دی
کانیلغتنامه دهخداکانی . (اِ) در کردی یعنی چشمه و در نام بسیاری از دهات مغرب ایران ظاهراً بهمین معنی است .
طیطاقلغتنامه دهخداطیطاق . [ ] (اِخ ) دهی از دهستان سارال بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج در 25 هزارگزی جنوب باختری دیواندره و 6 هزارگزی کانی کبود. کوهستانی و سردسیر با 95 تن سکنه .
تازه آباد آصفلغتنامه دهخداتازه آباد آصف . [ زَ دِ ص ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان سارال بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج است که در 20هزارگزی جنوب باختری دیواندره و دوهزارگزی کانی کبود واقع است .
علی آبادلغتنامه دهخداعلی آباد. [ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ماهیدشت بالا از بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه واقع در 27 هزارگزی جنوب کرمانشاه و 7 هزارگزی جنوب باختری سرونو. ناحیه ایست دشت
کات کبودلغتنامه دهخداکات کبود. [ ت ِ ک َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) زاج کبود. زنگ مس . ترکیبی از جوهر گوگرد و مس یعنی سولفات مس . (ناظم الاطباء). بلخچ . ماده ٔکانی که برای سبز نگاه د
لاژوردلغتنامه دهخدالاژورد. [ ژْ / ژَ وَ ] (اِ) لاجورد. لازورد. رجوع به هر دو مدخل شود. سنگی کبود که سوده ٔ آن را نقاشان بکار برند و در طب نیز بکار است و آن بدخشی و نیشابوری بود و