کانیانلغتنامه دهخداکانیان . (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سلماس شهرستان خوی واقع در 16 هزارگزی شمال خاوری راه ارابه رو شگریازی . ناحیه ای است واقع در دامنه ٔ معتدل و دارای 3
انبوهۀ کانیاییmineral aggregateواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از یک یا چند دانۀ بلوری در یک سنگ رسوبی نارس
پُرکنندۀ کانیاییmineral fillerواژههای مصوب فرهنگستانکانی یا سنگ بسیار دانهریزی که فضای خالی بین اجزای یک محصول ساختهشده را پُر میکند
خطوارگی کانیاییmineral lineationواژههای مصوب فرهنگستانسوگیری ترجیحی کانیهای ناهماندازه یا انبوهۀ دانههای کشیده در یک عنصر بافتی خطی
کانیانلغتنامه دهخداکانیان . (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سلماس شهرستان خوی واقع در 16 هزارگزی شمال خاوری راه ارابه رو شگریازی . ناحیه ای است واقع در دامنه ٔ معتدل و دارای 3
بلورهای خاویاریoolitic crystalsواژههای مصوب فرهنگستانانبوهۀ کانیایی که از کرههای ریزی شبیه به تخم ماهی تشکیل شده است
خُردکانیmicromineral, trace element 1واژههای مصوب فرهنگستانمادۀ کانیایی که نیاز بدن به آن کمتر از صد میلیگرم در روز است
عنصر بسکمultra trace elementواژههای مصوب فرهنگستانمادۀ کانیایی که به مقدار بسیار ناچیز در بدن وجود دارد و نیاز بدن به آن بسیار کم است