کاودارلغتنامه دهخداکاودار. (اِخ ) ناحیتی به مغرب پارس . (از فارسنامه ٔ ناصری ). در فرهنگ جغرافیایی ایران نیست .
کاتودلغتنامه دهخداکاتود. [ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) کاتد. فرهنگستان ایران بجای این کلمه لغت «فرود» را برگزیده است . (واژه های نو. فرهنگستان ایران 1319).
اشکیودلغتنامه دهخدااشکیود. [ اَش ْک ْ ] (ص ) مرکب را گویند که در مقابل مفرد است . (برهان ) (هفت اقلیم ) (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). مرکب و مختلط و ممزوج ، ضد مفرد و کامود. (نا