کاملاًلغتنامه دهخداکاملاً. [ م ِ لَن ْ ] (ع ق ) تماماً و همگی و سراسر و بی کسر و نقصان . (ناظم الاطباء).بطور کامل و بی نقص و عیب . بغایت . بالمره . بالکله .
کاملاًفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ، تماماً، بهکلی، کلاً، یکسر، یکسره، سربهسر، دریکنوبت، تماموکمال، تاماً، مطلقاً (مطلقا) پاک، سیر، بیکموکاست، بیکموزیاد سراسر، سرتاسر، یکبند
کاملادیکشنری فارسی به انگلیسیabsolutely, all, all-, amply, be-, clean, clear, completely, consummately, de-, dead, diametrically, directly, down , downright, eminently, enough, entirely, ex
کاملادیکشنری فارسی به عربیبالضبط , بالکامل , بشکل عام , تماما , خلال , صفعة , صوت , کليا , کلية , مطلق