کالفرهنگ مترادف و متضاد۱. خام، نارسیده، نارس، نرسیده ۲. خم، خمیده ۳. درهم، ژولیده ۴. آبکند، سیلگاه، مسیل ۵. جا، مقام، مکان
کاللغتنامه دهخداکال . (اِخ ) دهی است از دهستان اشکنان بخش گاوبندی شهرستان لار واقع در 18 هزارگزی خاور گاوبندی و 6هزارگزی راه فرعی لار به اشکنان دامنه ای ، گرمسیر مالاریایی است
کاللغتنامه دهخداکال . (اِخ ) دهی است از دهستان ویسه بخش مریوان شهرستان سنندج در 11 هزارگزی دژشاهپور کنار راه اتومبیل رو مریوان به رزآب واقع است . دامنه ای ، دشت ، سردسیر و مالا
کال کندیللغتنامه دهخداکال کندیل . [ ک ُ ] (اِخ ) دستوردان یونانی که در 1424 م . در آتن متولد شد و در 1511 م . درگذشت .
کاللغتنامه دهخداکال . (ص ) خام . نارسیده . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مقابل پخته ورسیده . || برنج ناپخته . (آنندراج ). || ژولیده و درهم . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الا
کالونلغتنامه دهخداکالون . [ کال ْ وَ ](اِخ ) ژان . (1564-1509 م .). در نوایُن از ایالت پیکاردی بدنیا آمد و در ژنو بدرود حیات گفت . در اوایل منشی اسقف نواین بود و بعلت تکفل عائله
کالیاب بالالغتنامه دهخداکالیاب بالا. [ کال ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سماق ، بخش چگنی شهرستان خرم آباد که در 21هزارگزی باختر سراب دوره و 3 هزارگزی جنوبی اتومبیل رو خرم آباد به کوهدشت
کالیاب پایینلغتنامه دهخداکالیاب پایین . [ کال ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سماق بخش چگنی شهرستان خرم آباد که در 18هزارگزی جنوب باختری سراب دوره و 13هزارگزی جنوب اتومبیل رو خرم آباد به ک