کالومللغتنامه دهخداکالومل . [ ل ُ م ِ ] (فرانسوی ، اِ) یا کالمل گردی است سفید بسیار نرم و سنگین و بی بو و بی طعم که در آب و آلکل و اتر و روغنها غیر محلول می باشد و تحت تأثیر قلیا
نیمپیل کالوملcalomel half-cellواژههای مصوب فرهنگستاننوعی الکترود مرجع بر پایۀ جیوهـ جیوهکلرید (کالومل) با پتانسیل مشخص که در مطالعات برقشیمیایی/ الکتروشیمیایی و خوردگی برای اندازهگیری پتانسیل الکتریکی دیگر ال
کاوملهلغتنامه دهخداکاومله . [ م َ ل َ ] (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان سقز. دارای 240 تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله ، لبنیات ، حبوب ، توتون و انواع میوه است . (
کلوملالغتنامه دهخداکلوملا. [ ک ُ م ِل ْ لا ] (اِخ ) یکی از علمای کشاورزی روم قدیم است که در قرن اول میلادی می زیسته و مقالاتی چند راجع به زراعت و نگاهداری طیور و تربیت زنبور و غیر
نیمپیل کالوملcalomel half-cellواژههای مصوب فرهنگستاننوعی الکترود مرجع بر پایۀ جیوهـ جیوهکلرید (کالومل) با پتانسیل مشخص که در مطالعات برقشیمیایی/ الکتروشیمیایی و خوردگی برای اندازهگیری پتانسیل الکتریکی دیگر ال
کلمللغتنامه دهخداکلمل . [ ک َل ُ م ِ ] (فرانسوی ، اِ) کالومل . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کالومل شود.