کافی شاپفرهنگ انتشارات معین[ انگ . ] (اِ.) = کافه تریا: مکانی عمومی که در آن جا قهوه ، چای و شیرینی و مشروبات غیرالکلی صرف می کنند، قهوه سرا (فره ).
کافیدیکشنری فارسی به انگلیسیadequate, all right, ample, due, comfortable, competent, enough, satisfactory, sufficient, working
horecaواژهنامه آزادمخفف کلمه های هتل رستوران و کافی شاپ می باشد و در معنای تیمی متخصص فروس و خدمات رسانی به اماکن خاص و غیر مویرگی به کار می رود
استظهارلغتنامه دهخدااستظهار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) یاری خواستن . یاری خواستن از کسی . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). یار گرفتن . || قوی پشت شدن به کسی یا امری . پشت گرمی . تکیه کردن ب