کاشانهدیکشنری فارسی به انگلیسیabode, apartment, cabana, chalet, cottage, habitation, lodge, nest, shack, shanty
کاشانهلغتنامه دهخداکاشانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) طرز. (اقرب الموارد). روق . (منتهی الارب ). رواق . بیت کالفسطاط. (اقرب الموارد). کاشان . خانه ٔ زمستانی . خانه . || دارالشفاء. || خان
کاشانه باخدماتservice flatواژههای مصوب فرهنگستانکاشانهای مبله (furnished) و مجهز همراه با خدمات آشپزی و نظافت یا بدون آنها
بامخانهpenthouseواژههای مصوب فرهنگستانکاشانه یا سراچهای در طبقة فوقانی مهمانخانهها یا بالاعرشة کشتیهای تفریحی
کاشانکstudio, studio apartment, studio flatواژههای مصوب فرهنگستانکاشانه/آپارتمانی بسیار کوچک دارای یک اتاق اصلی و معمولاً یک آشپزخانه و حمام کوچک برای یک نفر متـ . آپارتمانک
کاشانه باخدماتservice flatواژههای مصوب فرهنگستانکاشانهای مبله (furnished) و مجهز همراه با خدمات آشپزی و نظافت یا بدون آنها