کار سختفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) انع، راه صعبالعبور، اعمال شاقه، امتحان، آزمایش، مسئله، معضل، معما هفتخوان رستم، شقالقمر، مأموریت پیچیده، مأموریت غیرممکن، سهل
کار سخت گرفتنلغتنامه دهخداکار سخت گرفتن . [ س َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از سخت و دشوار گردانیدن آن : چون لب جو سخت گیرد کار بر هر کس جهان از برای آب خوردن بایدش دندان سنگ .سلیم (از