کارکنانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه کادر، پرسنل، خدمه، نیروی انسانی، منابع (سرمایه) انسانی، کارمندان، همکاران شریک، همکار
کارکنانpersonnelواژههای مصوب فرهنگستانمجموع افراد یک مؤسسه یا کارکنان بخش خاصی از آن * مصوب فرهنگستان اول * از این واژه، در زبان فارسی کلمۀ پرسنلی هم ساخته شده است که به جای آن میتوانیم از واژهها
کارکنان دیپلماتdiplomatic staffواژههای مصوب فرهنگستانکارکنان نمایندگی سیاسی یا نمایندگی خاص که از مصونیت سیاسی برخوردارند
کارکنان سلامتhealth personnelواژههای مصوب فرهنگستانافراد شاغل در بخش سلامت فارغ از نوع و رشتۀ آموزشی، وضعیت استخدامی، نوع فعالیت صف یا ستاد و محل فعالیت آنها اعم از دولتی و خصوصی