26 فرهنگ

1479 مدخل


کارکن

kārkon

۱. کارکننده؛ کارگر.
۲. کاری؛ اهل کار و تلاش.
۳. [عامیانه] ویژگی داروی مسهل.

۱. کاری
۲. رنجبر، زحمتکش، کارگر
۳. مسهل، منجز، منضج

laxative, physic, purgative, purge