کارویهلغتنامه دهخداکارویه . [ ی ِ ] (اِخ ) دهی ازدهستان اشترجان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان 6هزارگزی جنوب باختر فلاورجان ، 2هزارگزی شمال جاده ٔ شهر کرد باصفهان جلگه و معتدل و دارا
کارتیهلغتنامه دهخداکارتیه . [ ی ِ ] (اِخ ) ژاک . ملاح فرانسوی متولد در «سنت مالو» به سال 1534. وی از طرف فرانسوای اول برای اکتشاف بشمال اقیانوس اطلس فرستاده شد و ارض جدید و کانادا
کارریهلغتنامه دهخداکارریه . [ ی ِ ] (اِخ ) ژان باتیست . عضو مجلس کنوانسیون متولد در «پوله » (کانتال ) به سال 1756. وی در نانت که فرماندهی نوایادها را بعهده داشت ، شقاوتهای بسیار م
کاروزهلغتنامه دهخداکاروزه . [ زَ ] (اِخ ) نام زن محبوب جوان اول که اعیان بلاد راندن او را خواستند به اتهام اینکه ترغیب کننده ٔ وی به کارهای عبث است و شاه هم چنان کرد. (الحلل السند