فروختارلغتنامه دهخدافروختار. [ ف ُ ] (نف )(از: فروخ + تار، پساوند کارورزی ). (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). فروشنده . (برهان ). رجوع به فرختار شود.
آمارگیری نیروی کارlabour force surveyواژههای مصوب فرهنگستانآمارگیریای که در آن میزان بیکاری، اشتغال، خوداشتغالی، ساعات کار، تعلیق از کار، آموزش و کارورزی اندازهگیری میشود
آمادگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی آمادگی، تدارک▼، کارآزمودگی، آزمودگی، دستگرمی آمادهسازی، اقدامات بنیادی، تمهید، بسیج، مقدمهچینی، بسترسازی، زمینهسازی تمرین، کارورزی، استاژ