کارنیلغتنامه دهخداکارنی . (اِخ ) (عید...) نام عیدی در یونان قدیم که نه روز طول میکشید. (از ایران باستان چ 1 ص 779).
کارنیرلغتنامه دهخداکارنیر. [ ی ِ ] (اِخ ) حاکم نشین «نورد» بخش «کامبری ». دارای 1081 تن سکنه . صنعت اهالی بافندگی است .
کارنیوللغتنامه دهخداکارنیول .[ ی ُ ] (اِخ ) ایالت قدیم اطریش که سکنه ٔ آن اسلون ها هستند. در 1919 بین یوگوسلاوی و ایتالیا تقسیم شد.پایتخت آن لیوبلیانا (به آلمانی لیباخ ) میباشد.
سد کارنیتینیcarnitine barrierواژههای مصوب فرهنگستانمحدودیت اسیدهای چرب بلندزنجیر در گذر از غشای داخلی راکیزه هنگامی که بهصورت کوانزیم آ هستند
کارنیرلغتنامه دهخداکارنیر. [ ی ِ ] (اِخ ) حاکم نشین «نورد» بخش «کامبری ». دارای 1081 تن سکنه . صنعت اهالی بافندگی است .