کار دست بستهلغتنامه دهخداکار دست بسته . [ رِ دَ ب َ ت َ / ت ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از کار نمایان که از دست دیگران به آسانی برنیاید . (آنندراج ). کار مشکل که از دست دیگران به
لقائیلغتنامه دهخدالقائی . [ ل ِ ] (اِخ ) (ملا...) از محفوظه ٔ سمرقند است . طبع نازک دارد. این مطلع از اوست :رخ نمودی و مرا بی سر و سامان کردی آفرین بادعجب کار نمایان کردی .(مجالس
هنرفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. فعالیتی که به منظور خلق آثار مبتنی بر برداشتهای شخصی و عدم دریافت سود مادی صورت میگیرد.۲. اثری که بهوسیلۀ این فعالیت بهوجود میآید.۳. کار نمایان و برجسته