کارمایهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. قدرت؛ توانایی.۲. مادۀ اصلی.۳. (فیزیک) انرژی: کارمایهٴ حرارتی، کارمایهٴ مکانیکی، کارمایهٴ نوری.
ارزش کارمایهایenergy value, atwater valueواژههای مصوب فرهنگستانانرژیای که بهصورت بالقوه در مواد غذایی وجود دارد و با استفاده از روشهای گرماسنجی مستقیم و غیرمستقیم قابل اندازهگیری است متـ . ارزش انرژی
تخمیرfermentationواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی کارمایهزا (energy-yielding) که در آن دگرگشت ترکیبات آلی به ترکیبات سادهتر را ریزاندامگانها بهصورت بیهوازی انجام میدهند