کارتلغتنامه دهخداکارت . (فرانسوی ، اِ) ورقه ٔ یادداشت که در دید و بازدید برای یکدیگر فرستند. (ناظم الاطباء). مقوائی که نام دارنده ٔ آن بر آن نوشته است . کارت دعوت . || ورق بازی
اسکناسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی هزاری، اسکن، ارز، چک، چک بانکی، چک مسافرتی، تراولچک، تراولرچک، سپهچک، ایرانچک کارت اعتباری، کارت عابربانک پول کاغذی، چک، سفته، برات، اورا
بانکفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] ( اِ.) 1 - مؤسسه ای اقتصادی ، ملی یا دولتی که مردم پول های خود را در آن به امانت سپارند و در موقع لزوم برداشت کنند. 2 - مجموعه ای است برای نگه داری منظم
بانکلغتنامه دهخدابانک . (فرانسوی ، اِ) قسمی قمار با ورق . (یادداشت مؤلف ) نام نوعی قمار است با یک دست ورق بازی کنند و آن بدین ترتیب است که اول برگهای دارای خال دو و سه و چهار و