الگوی کاراندازیdeployment modelواژههای مصوب فرهنگستانالگویی که مکان و مدیریت زیرساخت اَبر را مشخص میکند
فراهمسازی اَبرcloud provisioningواژههای مصوب فرهنگستانبه کاراندازی راهبرد ناظر بر رایانش اَبری یک سازمان
کارپردازیلغتنامه دهخداکارپردازی . [ پ َ ] (حامص مرکب ) مباشرت در کاری و تدبیر در آن کار و انجام دادن آن . (ناظم الاطباء). ملزومات (اداره ). || آژانس .