کارامانیالغتنامه دهخداکارامانیا. (اِخ ) رجوع به «قره مان » و کتاب تاریخ ادبیات ایران براون ترجمه ٔ مرحوم رشید یاسمی ج 4 ص 38 شود.
کارآمدنیلغتنامه دهخداکارآمدنی . [ م َ دَ ] (ص لیاقت ) مفید و بافایده و سودمند. (ناظم الاطباء). بدردخوردنی .
کرمانلغتنامه دهخداکرمان . [ ک ِ ](اِخ ) (شهر...) یکی از شهرهای مهم کشور و مرکز استان هشتم است . این شهر در زمان سلاطین ساسانی بنا شده است بانی آن بهرام پنجم است که در زمان ولیعهد
کارماناواژهنامه آزادکارمانا یا «کارمانیا» اسم مملکت کرمان است و بطلیموس [جغرافی دان یونانی] آن را منقسم به دو قسمت کرده:کرمان دایر، کرمان بایر. حد شمالی کرمان دایر، کرمان بایر بوده
پارتلغتنامه دهخداپارت . (اِخ ) پارث . پَرث َوَ. نام خراسان کنونی یکی از خترپت نشینهای هخامنشی . بعهد سلوکیان . دولت اشکانی دراین ناحیت تشکیل شد و بقایای نفوذ اخلاف اسکندر را از