کادیلغتنامه دهخداکادی . (اِ) نباتی است بسیار خوشبو و آن از درختی حاصل میشود مانند درخت خرما و آن را به شیرازی گل گیری گویند و در ملک دکن کوره بکسر کاف و سکون واو و فتح رای بی نق
کادیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدرختی با ساقۀ خاکستری، برگهای باریک، و گلهای خوشهای که پوست تنۀ آن مصرف دارویی دارد.
کادیاکلغتنامه دهخداکادیاک . (اِخ ) حاکم نشین بخش «ژیروند» ناحیه ٔ بردو، کنار گارون ، سکنه 3019 تن . محصول : شراب .
کادیجانلغتنامه دهخداکادیجان . (اِخ ) دهی از دهستان ملایعقوب بخش مرکزی شهرستان سراب . یازده هزارگزی خاور سراب ، در مسیر شوسه ٔ سراب به اردبیل . کوهستانی ، معتدل . سکنه 1161 تن . آب