کابانلغتنامه دهخداکابان . (اِخ ) (له ...)کرسی کانتن اَرِیِژ، از ناحیت فوا، واقع در ساحل اَرِیِژ. سکنه 362 تن . دارای کارخانه های ذوب آهن است .
کابانللغتنامه دهخداکابانل . [ ن ِ ] (اِخ ) الکساندر. نقاش و شبیه ساز فرانسوی متولد در مون پلیه (1832 - 1889 م .).
کابانیسلغتنامه دهخداکابانیس . (اِخ ) ژرژ. طبیب فرانسوی متولد در کُسناک (کورز) دوست میرابو، شاگرد و پیرو کندیاک . وی صاحب رساله ای است بنام «طبیعت و اخلاق بشر» که شهرت بسیار یافته ا
کابانللغتنامه دهخداکابانل . [ ن ِ ] (اِخ ) الکساندر. نقاش و شبیه ساز فرانسوی متولد در مون پلیه (1832 - 1889 م .).
کابانیسلغتنامه دهخداکابانیس . (اِخ ) ژرژ. طبیب فرانسوی متولد در کُسناک (کورز) دوست میرابو، شاگرد و پیرو کندیاک . وی صاحب رساله ای است بنام «طبیعت و اخلاق بشر» که شهرت بسیار یافته ا
کابیدنلغتنامه دهخداکابیدن . [ دَ ] (مص ) کاویدن . کندن . || خراشیدن . || شکافتن . (برهان ). || کابیدن با، مکابره : خدائی که کوه سهند آفریدترا داد بینی چو کوه سراب نئی کوهکن چند کا
روانشناسیلغتنامه دهخداروانشناسی . [ رَ ش ِ ] (حامص مرکب ) علم النفس . معرفةالنفس .معرفةالروح . روانشناسی عبارت است از تحقیق و مطالعه در حیات نفسانی و اعمال و رفتار انسان در احوال و ا
روحلغتنامه دهخداروح . (ع اِ) جان . ج ، اَرْواح . مؤنث نیز می باشد. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). جان . (غیاث ) (ترجمان علامه تهذیب عادل ) (دهار). نفس . (منتهی الارب ). آنچه