ژلغتنامه دهخداژ. (حرف ) ژی یا زاء معقوده و یا زاء فارسی . نشانه ٔ حرف چهاردهم از حروف تهجّی است و در حساب جُمَّل نماینده ٔ عدد نیست (مگر اینکه قائم مقام زاء باشد) و در حساب ت
ژانویهلغتنامه دهخداژانویه . [ ژان ْ ی ِ ] (اِخ ) (قدیس ) نام اسقف بنه وان مولد حدود سنه ٔ 250 م . و شهادت در سال 305 م . ذکران وی روز 19 سپتامبر است .
ژانویهلغتنامه دهخداژانویه . [ ژان ْ ی ِ ] (اِخ ) فرمانی که در تاریخ 17 ژانویه ٔ 1562 م . کاترین دمدیسی به پرتستانها داده و امتیازاتی به آنان اعطا کرد.
ژانویهلغتنامه دهخداژانویه . [ ژان ْ ی ِ ] (اِخ ) (بُن اُم ) نام شخص اساطیری که بنا به افسانه های کودکانه برای اطفال در شب اول سال میلادی بازیچه ها آرد. وی به هیئت سن نیکلا ، پیرمر
آبشوند ژانویهJanuary thawواژههای مصوب فرهنگستاندورهای از هوای ملایم در اواخر ژانویه در ایالات متحده که معمولاً هرساله برگشت میکند و این دوره در شمال شرق ایالات متحده بارزتر و در غرب میانه کمتر بارز است
ژروزالملغتنامه دهخداژروزالم . [ ژِ ل ِ ] (اِخ ) ژان فردریک گیوم .عالم کلامی پرتستانی مذهب از مردم آلمان . مولد بسال 1709 در اسنابروک و وفات بسال 1789 م . در برونسویک .
ژروزالملغتنامه دهخداژروزالم . [ ژِ ل ِ ] (اِخ )الیز. نام زنی ادیبه از مردم آلمان . نام مستعار الیز ویداکوویخ . او بسال 1877 م . در وین متولد شد و در بوئنوسایرس اقامت داشت .
ژندهلغتنامه دهخداژنده . [ ژَ دَ ] (اِخ ) مخفف ژنده رزم . رجوع به ژنده رزم و ژند شود : زمانی همی بود سهراب دیرنیامد بنزدیک او ژنده شیر. فردوسی .چو بشنید سهراب برجست زودبیامد بر ژ
ژلغتنامه دهخداژ. (حرف ) ژی یا زاء معقوده و یا زاء فارسی . نشانه ٔ حرف چهاردهم از حروف تهجّی است و در حساب جُمَّل نماینده ٔ عدد نیست (مگر اینکه قائم مقام زاء باشد) و در حساب ت
جوژه دوکلغتنامه دهخداجوژه دوک . [ ژَ / ژِ ] (اِ مرکب ) رخنه وشکاف کمر دوک را گویند که در وقت رشتن پنبه ریسمان چرخ را بر آن اندازند. (برهان ). شکاف کمر دوک که ریسمان در آن افتد در وق