ژلغتنامه دهخداژ. (حرف ) ژی یا زاء معقوده و یا زاء فارسی . نشانه ٔ حرف چهاردهم از حروف تهجّی است و در حساب جُمَّل نماینده ٔ عدد نیست (مگر اینکه قائم مقام زاء باشد) و در حساب ت
ژیلغتنامه دهخداژی . (اِ) آبگیر. آبدان . شَمَر. (لغت نامه ٔ اسدی ). جائی که آب در آن جمع شده باشد. (برهان ). غفچی . کوژی . تالاب . غدیر. اوشال . ژیر. آژیر. شاید این کلمه صورت د
ژیلغتنامه دهخداژی . (اِ) صورتی از زی و جی ، ریشه ٔ زیستن و زندگی کردن . رجوع به زی و جی و زیستن شود.
کژیلغتنامه دهخداکژی . [ ک َ / ک َژْ ژی ] (حامص ) ناراستی . کجی . عوج . اعوجاج . (منتهی الارب ). مقابل استقامت . حُجنَة. حَجَن . مقابل راستی . انحناء. (ناظم الاطباء). تکلی . نار
ژیرژهلغتنامه دهخداژیرژه . [ ژِ ] (اِخ ) نام شهری در مصر علیا کنارنیل نزدیک شهر قدیم آبیدُس ، دارای 19900 تن سکنه .
ژوینلغتنامه دهخداژوین . [ ژُ وی َ ] (اِخ ) فلاویوس کلودیوس ژُویانوس . نام یکی از امپراطوران روم (از 363 تا 364 م .)، مولد پانونی در حدود سال 331 و متوفی در سال 364 م . وی را با
ژرژیلغتنامه دهخداژرژی . [ ژُ ] (اِخ ) (تلفظ انگلیسی : جُرجیا) نام یکی از کشورهای ممالک متحده ٔامریکا دارای 2900000 تن سکنه . کرسی آن آتلانتاست .
ویژگیلغتنامه دهخداویژگی . [ ژَ / ژِ ] (حامص ) صفا. صفوت . || خصوصیت . اختصاص . || خلوص . پاکی . || بی عیبی . بی غشی . (آنندراج ).