ژینافرهنگ نامها(تلفظ: žinā) [ژین(کردی) = زندگی + ا (پسوند نسبت)] منسوب به زندگی ؛ (به مجاز) زندگی ، حیات.
اری ژیناللغتنامه دهخدااری ژینال . [ اُ ] (فرانسوی ، ص ، اِ) نمونه . سرمشق . چیزی که ابتکار در آن کرده باشند و سرمشق واقع شود. || مخصوص . خاص . بدیع. || نسخه ٔ اصل . نسخه ٔ اول . || م
اری ژیناللغتنامه دهخدااری ژینال . [ اُ ] (فرانسوی ، ص ، اِ) نمونه . سرمشق . چیزی که ابتکار در آن کرده باشند و سرمشق واقع شود. || مخصوص . خاص . بدیع. || نسخه ٔ اصل . نسخه ٔ اول . || م
کلی تامنسترالغتنامه دهخداکلی تامنسترا. [ کْلی / ک ِ ن ِ ] (اِخ ) زن آگاممنن و مادر ارستس و الکتروایفی ژینا بود که هنگام محاصره ٔ ترژا (تروا) با اژیست نامی همدست شد و شوی خویش را پس از م