ژکسلغتنامه دهخداژکس . [ ژَ ک َ ] (صوت ) این لفظ در مقام معاذاﷲ گفته میشود. (برهان ). معاذاﷲ. العیاذباﷲ. پناه بر خدا. (ظاهراً این کلمه تصحیف پرگس و پرگست است ).
جکسلغتنامه دهخداجکس . [ ج ِ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان لاشار بخش بمپور شهرستان ایرانشهر در 69هزارگزی باختر شوسه ٔ بمپور به چاه بهار کوهستانی و گرمسیر است و سکنه ٔ آن 55 تن
امریلغتنامه دهخداامری . [ اِ م ِ ] (اِخ ) ژاک آندره فیلسوف الهی فرانسوی . وی در سال 1723 م . در ژکس متولد شد و در سال 1811 م . درگذشت . وی سرپرست انجمن مذهبی سن سولپیس بود. (از
ژیردلنلغتنامه دهخداژیردلن . [ رُ دُ ل ِ ] (اِخ ) لوئی گاسپار آمِدِه . نام قاضی و سیاستمدار فرانسوی ، دارای عنوان پر دفرانس ، متولد در ژکس (1781-1847 م .).