ژوژهلغتنامه دهخداژوژه . [ ژَ / ژِ ] (اِ)ژوژ. کوله . خارپشت . (برهان ). رجوع به ژوژ و کوله شود. ژوژه که هیئت باستانی آن ژوژک است در تفسیر پهلوی (زند) کتاب وندیداد دوژک است که به
جوجهفرهنگ انتشارات معین(جِ) (اِ.) 1 - نوزاد پرندگان . 2 - نوزاد مرغ خانگی . ؛~ سوخاری خوراکی که تکه های جوجة مرغ را در آرد سوخاری می غلتانند و سپس سرخ می کنند. ؛ ~ کباب خوراکی از ق
جوجهگویش اصفهانی تکیه ای: ǰüǰa / tušk طاری: ǰüǰa طامه ای: tušgili طرقی: tüšk کشه ای: čuri نطنزی: tuškele / ǰuǰele
ژوژمانواژهنامه آزادیک کلمه فرانسوی(jugement) و در انگلیسی (judgment) به معنی قضاوت کردن،(بعضی مواقعا از "ژوژه " هم استفاده می شود.)
راورالغتنامه دهخداراورا. (اِ) راوَرا. ژاوُژا. ژاوَژا. رجوع به ژاوژا شود. خارپشت . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ رشیدی ). خارپشت را گویند و آن جانوری است معروف . (آنندراج ) (انجمن آرا)
ژوژکلغتنامه دهخداژوژک . [ ژَ ] (اِ) در برخی از نسخ فرهنگ جهانگیری و بعض کتب لغت در معنی این کلمه آمده : بمعنی پرنده ٔ سرخ فام که بقدر گنجشک است و آن را سرخاب نیز گویند. بنابراین