ژونولغتنامه دهخداژونو. [ ن ُ ] (اِخ ) آندُش . دوک دابرانتس ژنرال فرانسوی . مولد بوسی -ل ُ-گراند (کت -دُر) بسال 1771 م . وی در نبرد ایتالیا آجودان ناپلئون اول بود و با هیئت اعزام
جونولغتنامه دهخداجونو. (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 شود.
مارسلغتنامه دهخدامارس . (اِخ ) بنابر افسانه های قدیم پسر ژوپیتر و ژونو و رب النوع جنگ و خشم بوده است . رومیان او را پدر رمولوس می پنداشتند. (از اعلام تمدن قدیم فوستل دوکلانژ). ب
وولکانوسلغتنامه دهخداوولکانوس . (اِخ ) ربةالنوع آتش در یونان قدیم ، و او را پسر ژوپیتر و ژونو و شوهر ونوس می پنداشتند. (ترجمه ٔ تمدن قدیم فوستل دُ کولانژ).
سی بللغتنامه دهخداسی بل . [ ب ِ ] (اِخ ) ربةالنوع خاک بود که یونانیان او را مادر ژوپیتر، ژونو، نپتونوس و پلوتو می پنداشتند و برای او مخصوصاً گاومیش ، بز و خوک قربان میکردند. (تمد
پاریسلغتنامه دهخداپاریس . (اِخ ) پسر دوم پریام و هِکُوب شوهر ادنون و فریبنده ٔ هِلن زن مِه نِه لاس و بنابر اساطیر یونانی اوست که سیب نفاق را به وِنوس دادو موجب کینه ٔ ژونون و می
ژوپیترلغتنامه دهخداژوپیتر. [ ت ِ ] (اِخ ) ژوپیتر یا زئوس بنابر افسانه های یونان قدیم پسر کیوان است که یونانیان و رومیان او را پدر و خدای خدایان می پنداشتند. ژوپیتر نخست پدر را از