ژوانواژهنامه آزادمیعاد گاه، در زبانهای انگلیسی و فرانسوی نیز به همین معنااست، در زبان تخصصی ساختمان نیز به فاصلهای که بین دو ساختمان طویل میباشدبرای جلوگیری از تخریب هر دو ساختم
ژوانفرهنگ نامهامیعاد گاه، در زبانهای انگلیسی و فرانسوی نیز به همین معنااست، در زبان تخصصی ساختمان نیز به فاصلهای که بین دو ساختمان طویل میباشدبرای جلوگیری از تخریب هر دو ساختم
ژوآن دتریشلغتنامه دهخداژوآن دتریش . [ دُ ] (اِخ ) نام پسر صلبی شارل کن متولد در راتیسبن و متوفی به نامور (1547-1578 م .). وی حاکم هلند بود.
ژوآن دتریشلغتنامه دهخداژوآن دتریش . [ دُ ] (اِخ ) نام پسر غیرقانونی فیلیپ چهارم پادشاه اسپانی ، متولد در مادرید بسال 1629 و متوفی بسال 1679 م . وی وزیر شارل دوم بود.
ژوآن فرناندهلغتنامه دهخداژوآن فرنانده . [ ف ِدِ ] (اِخ ) نام جزیره ای در اقیانوس کبیر در مغرب شیلی ، دارای 300 تن سکنه .
ژوآن ژوآنلغتنامه دهخداژوآن ژوآن . (اِخ ) نام طایفه ای از ترکان آسیای مرکزی در قرن ششم هجری . (دیوان رودکی ج 1 ص 179).
ژوآن له پنلغتنامه دهخداژوآن له پن . [ ل ِ پ َ ] (اِخ ) نام محلی از آلپهای ماری تیم (واقع در کمون آنتیب )، دارای راه آهن و یکهزار تن سکنه .
ژوآن دتریشلغتنامه دهخداژوآن دتریش . [ دُ ] (اِخ ) نام پسر صلبی شارل کن متولد در راتیسبن و متوفی به نامور (1547-1578 م .). وی حاکم هلند بود.
ژوآن دتریشلغتنامه دهخداژوآن دتریش . [ دُ ] (اِخ ) نام پسر غیرقانونی فیلیپ چهارم پادشاه اسپانی ، متولد در مادرید بسال 1629 و متوفی بسال 1679 م . وی وزیر شارل دوم بود.
ژوآن فرناندهلغتنامه دهخداژوآن فرنانده . [ ف ِدِ ] (اِخ ) نام جزیره ای در اقیانوس کبیر در مغرب شیلی ، دارای 300 تن سکنه .
ژوآن ژوآنلغتنامه دهخداژوآن ژوآن . (اِخ ) نام طایفه ای از ترکان آسیای مرکزی در قرن ششم هجری . (دیوان رودکی ج 1 ص 179).
ژوآن له پنلغتنامه دهخداژوآن له پن . [ ل ِ پ َ ] (اِخ ) نام محلی از آلپهای ماری تیم (واقع در کمون آنتیب )، دارای راه آهن و یکهزار تن سکنه .