ژاک بنملغتنامه دهخداژاک بنم . [ ب ُ ن ُ ] (فرانسوی ، اِ مرکب ) نامی که گاهی در مقام تحقیر دهقان فرانسوی را دهند و غرض از آن کسی است که تن به هر بندگی و بیگاری و حقارت دهد.
ژاکلغتنامه دهخداژاک . (اِخ ) (قدیس ) نام اسقف نصیبین از علمای عالیقدر کلیسای سریانی (270 - 350 م .).
ژاکلغتنامه دهخداژاک . (اِخ ) شارل امیل . نقاش و گراورساز فرانسوی ، متولد و متوفی به پاریس (1813 - 1894 م .). وی را بهترین نقاشی های آب ورنگی هست و موضوع آنها غالباً زندگانی روس
ژاکلغتنامه دهخداژاک . (اِخ ) (قدیس ) او را ژاک لوماژور نیز گویند. از حواریون مسیح ، پسر زبده و برادر یوحنای انجیلی متولد به بیت سعید (جلیله ) مقارن سال 12 ق .م . او در سال 44 م
ژاکلغتنامه دهخداژاک . (اِخ ) ملقب به شهید، معاصر بهرام پنجم ساسانی . وی از عیسویانی است که از انکار دیانت خود امتناع کردند و بفرمان شاهنشاه ساسانی به مجازات «نُه مرگ » محکوم شد
ژاکلغتنامه دهخداژاک . (اِخ ) یا جیم اول . پادشاه میورقه (1243 - 1311 م .). وی پسر ژاک اول پادشاه آراگون بود.
دانتونلغتنامه دهخدادانتون . [ تُن ] (اِخ ) (ژرژ - ژاک ) از رجال مشهور دوره ٔ انقلاب فرانسه است . وی 1759 م . در قصبه ٔ آرسیس سور اوب متولد شد و تا سال 1791 به اشاره ٔ شاه وکیل بود