جارلغتنامه دهخداجار. (اِ) چراغهای بلورین دارای چند شاخه که به سقف آویزان کنند.|| نام خرزهره در تداول اهل بلوچستان . رجوع به خرزهره شود.
جارلغتنامه دهخداجار. (اِخ ) جزیره ای است در دریا که آن را قراف گویند، مساحت آن یک میل در یک میل است و جز با کشتی نمیتوان از آنجا عبور کرد. و ساکنان آن مانند اهل شهر جار بازرگان
جارلغتنامه دهخداجار. (اِخ ) دهی است از دهستان براآن بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان که در 20هزارگزی جنوب خاور اصفهان متصل به راه کرارج به براآن واقع است . محلی است جلگه ، معتدل ، و س
جارلغتنامه دهخداجار. (اِخ ) شهری است در ساحل دریای قلزم در فاصله ٔ یک شبانه روزی مدینه و ده منزلی ایله و تا ساحل جحفه سه منزل راه است . این شهر در اقلیم دوم است و طول آن از جهت
جارلغتنامه دهخداجار. (اِخ ) قریه ای است به بحرین متعلق به بنی عبدقیس . (معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ).
ژارناژلغتنامه دهخداژارناژ. (اِخ ) نام کرسی بخش در ایالت «کروز» از شهرستان گِرِه که قریب 605 تن سکنه دارد.
ژارناکلغتنامه دهخداژارناک . (اِخ ) کرسی بخش در ایالت شارنت از شهرستان کُنیاک بر ساحل راست رود شارنت ، دارای 3796 تن سکنه . آنجا مرکز عمده ٔ دستگاههای تقطیر عرق و کنیاک است . فیروز
ژارناکلغتنامه دهخداژارناک . (اِخ ) گی شابو، کنت دو. نام کاپیتن فرانسوی متوفی بعد از سنه ٔ 1572 م . وی همان است که شاتینیره را بسال 1547 در جنگ تن بتن بکشت . (از لاروس ).
ژارتیرلغتنامه دهخداژارتیر. [ رِ ی ِ ] (اِخ ) نام طبقه ای از سواران که بسال 1348 م . در انگلستان تأسیس شد بدین کیفیت که ادوارد سوم با کنتس سالیس بوری رقص میکرد، بند جوراب کنتس بیف
ژارژولغتنامه دهخداژارژو. [ ژُ ] (اِخ ) نام کرسی بخش در ایالت «لوآره » از شهرستان اورلئان بر ساحل چپ رود لوآر دارای 1855 تن سکنه . ژاندارک در سال 1429 م . بدانجا بر انگلیسها غلبه
ژارویللغتنامه دهخداژارویل . [ ژارْ ] (اِخ ) نام دهستان مورت و موزل از ایالت نانسی دارای راه آهن و 5270 تن سکنه . بدانجا کوره های مرتفعی برای ذوب فلزات هست .
ژارناژلغتنامه دهخداژارناژ. (اِخ ) نام کرسی بخش در ایالت «کروز» از شهرستان گِرِه که قریب 605 تن سکنه دارد.
ژارناکلغتنامه دهخداژارناک . (اِخ ) کرسی بخش در ایالت شارنت از شهرستان کُنیاک بر ساحل راست رود شارنت ، دارای 3796 تن سکنه . آنجا مرکز عمده ٔ دستگاههای تقطیر عرق و کنیاک است . فیروز
ژارناکلغتنامه دهخداژارناک . (اِخ ) گی شابو، کنت دو. نام کاپیتن فرانسوی متوفی بعد از سنه ٔ 1572 م . وی همان است که شاتینیره را بسال 1547 در جنگ تن بتن بکشت . (از لاروس ).
ژارتیرلغتنامه دهخداژارتیر. [ رِ ی ِ ] (اِخ ) نام طبقه ای از سواران که بسال 1348 م . در انگلستان تأسیس شد بدین کیفیت که ادوارد سوم با کنتس سالیس بوری رقص میکرد، بند جوراب کنتس بیف