ژئوپلیتیکواژهنامه آزادعلمى که روابط بین موقعیت جغرافیایى سرزمینها را با پیدایش و نابودى قدرتهاى بزرگ و امپراطوریها مطالعه مى کند -----------------------------------------------------
ژئوپولیتیکفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهعلمی که دربارۀ اوضاع جغرافیایی و سیاسی کشورها و خصوصیات ارضی و سوقالجیشی آنها بحث میکند؛ جغرافیای سیاسی.
ژئوپلیتیکواژهنامه آزادعلمى که روابط بین موقعیت جغرافیایى سرزمینها را با پیدایش و نابودى قدرتهاى بزرگ و امپراطوریها مطالعه مى کند -----------------------------------------------------
ژئوفرهنگ انتشارات معین(ژِ) [ فر. ] (پیش .) از عناصر زبان علمی به معنی «زمین » است . «ژئوپلیتیک »، «ژئولوژی ».
فریازانواژهنامه آزادیکی از وجه تسمیه های فریازان به این قرار است:در زمان ایران باستان هرگاه میخواستند کلمات را قدرت ببخشند وآنرا اهورایی ومقدس کنند از واژه (( فر )) در ابتدای کلمات