ژلغتنامه دهخداژ. (حرف ) ژی یا زاء معقوده و یا زاء فارسی . نشانه ٔ حرف چهاردهم از حروف تهجّی است و در حساب جُمَّل نماینده ٔ عدد نیست (مگر اینکه قائم مقام زاء باشد) و در حساب ت
ژوستی نین دوملغتنامه دهخداژوستی نین دوم . [ نی َ ن ِ دُوْ وُ ] (اِخ ) نام امپراطور روم شرقی . وی در سال 685 م . به تخت نشست ودر سال 695 به دست لئونس از سلطنت خلع و بسال 705 دوباره پادشاه
ژوستی نیانوسلغتنامه دهخداژوستی نیانوس . (اِخ ) یا ژوستی نین . نام امپراطور روم شرقی متولد در 484 م . وی پس از استعفای ژوستی نوس از 527 تا 565 م . حکمرانی کرد و چندین بار در زمان سلطنت ق
ستیژهلغتنامه دهخداستیژه . [ س ِ ژَ / ژِ ] (اِ)چله باشد و آن ریسمانی است که از پهنای کار جولاهگان زیاد آید. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به ستیزه شود.
ژروزالملغتنامه دهخداژروزالم . [ ژِ ل ِ ] (اِخ ) ژان فردریک گیوم .عالم کلامی پرتستانی مذهب از مردم آلمان . مولد بسال 1709 در اسنابروک و وفات بسال 1789 م . در برونسویک .
ژروزالملغتنامه دهخداژروزالم . [ ژِ ل ِ ] (اِخ )الیز. نام زنی ادیبه از مردم آلمان . نام مستعار الیز ویداکوویخ . او بسال 1877 م . در وین متولد شد و در بوئنوسایرس اقامت داشت .
ژندهلغتنامه دهخداژنده . [ ژَ دَ ] (اِخ ) مخفف ژنده رزم . رجوع به ژنده رزم و ژند شود : زمانی همی بود سهراب دیرنیامد بنزدیک او ژنده شیر. فردوسی .چو بشنید سهراب برجست زودبیامد بر ژ
ژلغتنامه دهخداژ. (حرف ) ژی یا زاء معقوده و یا زاء فارسی . نشانه ٔ حرف چهاردهم از حروف تهجّی است و در حساب جُمَّل نماینده ٔ عدد نیست (مگر اینکه قائم مقام زاء باشد) و در حساب ت
جوژه دوکلغتنامه دهخداجوژه دوک . [ ژَ / ژِ ] (اِ مرکب ) رخنه وشکاف کمر دوک را گویند که در وقت رشتن پنبه ریسمان چرخ را بر آن اندازند. (برهان ). شکاف کمر دوک که ریسمان در آن افتد در وق