ژلغتنامه دهخداژ. (حرف ) ژی یا زاء معقوده و یا زاء فارسی . نشانه ٔ حرف چهاردهم از حروف تهجّی است و در حساب جُمَّل نماینده ٔ عدد نیست (مگر اینکه قائم مقام زاء باشد) و در حساب ت
ژوونال دزورسنلغتنامه دهخداژوونال دزورسن . [ وِ دِ س َ ] (اِخ ) ژان . نام قاضی فرانسوی متولد در تروی بسال 1360 م . وی بسال 1388 به منصب قضاوت بلدی پاریس رسید و در 1408 نیابت سلطنت ناحیه ٔ
ژوونال دزورسنلغتنامه دهخداژوونال دزورسن . [ وِ دِ س َ ] (اِخ ) ژان دوم . نام پسر ژان مذکور در فوق . قاضی و اسقف و مورخ فرانسوی متولد به پاریس در سال 1388 و متوفی در سال 1473 م . او را تا
ژوونال دزورسنلغتنامه دهخداژوونال دزورسن . [ وِ دِ س َ ] (اِخ ) گیوم . نام برادر ژوونال دزورسن (ژان دوم ). وی در روزگار لوئی یازدهم مهردار فرانسه بود و در پاریس تولد و وفات یافت (1400-147
ژووناللغتنامه دهخداژوونال . [ وِ ] (اِخ ) نام شاعر هجاگوی لاتینی . مولد آکینوم در حدود سال 42 و وفات بسال 125 م .
ژروزالملغتنامه دهخداژروزالم . [ ژِ ل ِ ] (اِخ ) ژان فردریک گیوم .عالم کلامی پرتستانی مذهب از مردم آلمان . مولد بسال 1709 در اسنابروک و وفات بسال 1789 م . در برونسویک .
ژروزالملغتنامه دهخداژروزالم . [ ژِ ل ِ ] (اِخ )الیز. نام زنی ادیبه از مردم آلمان . نام مستعار الیز ویداکوویخ . او بسال 1877 م . در وین متولد شد و در بوئنوسایرس اقامت داشت .
ژندهلغتنامه دهخداژنده . [ ژَ دَ ] (اِخ ) مخفف ژنده رزم . رجوع به ژنده رزم و ژند شود : زمانی همی بود سهراب دیرنیامد بنزدیک او ژنده شیر. فردوسی .چو بشنید سهراب برجست زودبیامد بر ژ
ژلغتنامه دهخداژ. (حرف ) ژی یا زاء معقوده و یا زاء فارسی . نشانه ٔ حرف چهاردهم از حروف تهجّی است و در حساب جُمَّل نماینده ٔ عدد نیست (مگر اینکه قائم مقام زاء باشد) و در حساب ت
جوژه دوکلغتنامه دهخداجوژه دوک . [ ژَ / ژِ ] (اِ مرکب ) رخنه وشکاف کمر دوک را گویند که در وقت رشتن پنبه ریسمان چرخ را بر آن اندازند. (برهان ). شکاف کمر دوک که ریسمان در آن افتد در وق