چیپاللغتنامه دهخداچیپال . (اِخ ) نام پادشاه لاهور بوده است . (برهان ). پادش-اه و رأی لاهور معاصر سلطان محمود غزنوی . (از آنندراج ) (از انجمن آرا). درسنسکریت جیپال است . وی پادشا
چیالکلغتنامه دهخداچیالک . [ ل َ ] (اِ) توت فرنگی . چیلک . شاکله . چلم . در عربی آن را فروله و شُلیک خوانند. گیاهی از خانواده ٔ گلسرخیان و از تیره ٔ چیالک هاست و چند سال عمر میکند
چیچاللغتنامه دهخداچیچال . (اِخ ) دهی است ازبخش ارکواز شهرستان ایلام . در 26هزارگزی جنوب خاور قلعه دره و 2هزارگزی خاور راه مالرو امام زاده نصرالدین واقع شده ، 100 تن سکنه دارد و ا
راچپاللغتنامه دهخداراچپال . (اِخ ) نام فرمانروای قنوج . معاصر سلطان محمود غزنوی . رجوع به تاریخ یمینی ص 413 شود. (شاید راچپال مخفف راچیپال (رای چیپال )، مرکب از رای و چیپال باشد).
چوب زنلغتنامه دهخداچوب زن . [ زَ ] (نف مرکب ) چوب زننده . ضربه واردکننده با چوب : که تابر ما زمانه چوب زن بودفلک چوبک زن چوبینه تن بود. نظامی . || فراش : قیصر شرابدارت و چیپال چوب
شرابدارلغتنامه دهخداشرابدار. [ ش َ ] (نف مرکب ) شرابی . (دهار). ساقی . پیاله دار. (ناظم الاطباء) : قیصر شرابدارت و چیپال چوبدارخاقان رکابدارت و فغفور پرده دار. منوچهری .ندیمان خاص
بزغوزکلغتنامه دهخدابزغوزک . [ ب َ زِ زَ ] (اِخ ) بزغوژک . پژغوژک . پژ یا بز بمعنی گردنه و گریوه است و غوزک یا غوژک محلی بوده است که در آنجا جنگی میان سبکتکین و چیپال واقع شده است
غازیلغتنامه دهخداغازی . (اِخ ) لقب یمین الدوله سلطان محمود غزنوی : در محرم سنه ٔ اثنی و تسعین وثلثمائة (392 هَ . ق .) به جنگ جیتال (چیپال ) هیتال رفت و او را اسیر کرد و امان داد