چیشتان کردنلغتنامه دهخداچیشتان کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در زبان اطفال شیرخوار، رقصیدن . نانای کردن . نینای کردن . رقصیدن ، در تداول زنان شیرخوارگان را. (یادداشت مؤلف ).
چیشتان بالالغتنامه دهخداچیشتان بالا. (اِ مرکب ) بزبان زنان ، بنکوهش و استهزاء و تعبیر و تعریض و تحقیر جامه ٔ سخت کوتاه و مخالف عفاف . لباس نادرخور و نابرازنده و کوتاه . جامه ٔ کوتاه نا
چیشتان کردنلغتنامه دهخداچیشتان کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در زبان اطفال شیرخوار، رقصیدن . نانای کردن . نینای کردن . رقصیدن ، در تداول زنان شیرخوارگان را. (یادداشت مؤلف ).
چیشتان بالالغتنامه دهخداچیشتان بالا. (اِ مرکب ) بزبان زنان ، بنکوهش و استهزاء و تعبیر و تعریض و تحقیر جامه ٔ سخت کوتاه و مخالف عفاف . لباس نادرخور و نابرازنده و کوتاه . جامه ٔ کوتاه نا
شیکپوشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی شیکپوش، خوش لباس، آلامد، چیشتان پیشتان، خوشسلیقه سادهپوش