چیش پشلغتنامه دهخداچیش پش . [ چ ِ پ ِ ] (اِخ ) ازفرمانروایان قوم پارس (حدود سالهای 675 - 640 ق . م .) پسر و جانشین هخامنش سردودمان سلسله ٔ هخامنشی که پیش از هخامنش ریاست پارسومش ب
چیشتان کردنلغتنامه دهخداچیشتان کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در زبان اطفال شیرخوار، رقصیدن . نانای کردن . نینای کردن . رقصیدن ، در تداول زنان شیرخوارگان را. (یادداشت مؤلف ).
چیشتان بالالغتنامه دهخداچیشتان بالا. (اِ مرکب ) بزبان زنان ، بنکوهش و استهزاء و تعبیر و تعریض و تحقیر جامه ٔ سخت کوتاه و مخالف عفاف . لباس نادرخور و نابرازنده و کوتاه . جامه ٔ کوتاه نا
چیش پشلغتنامه دهخداچیش پش . [ چ ِ پ ِ ] (اِخ ) ازفرمانروایان قوم پارس (حدود سالهای 675 - 640 ق . م .) پسر و جانشین هخامنش سردودمان سلسله ٔ هخامنشی که پیش از هخامنش ریاست پارسومش ب
چیشتان کردنلغتنامه دهخداچیشتان کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در زبان اطفال شیرخوار، رقصیدن . نانای کردن . نینای کردن . رقصیدن ، در تداول زنان شیرخوارگان را. (یادداشت مؤلف ).
چیشتان بالالغتنامه دهخداچیشتان بالا. (اِ مرکب ) بزبان زنان ، بنکوهش و استهزاء و تعبیر و تعریض و تحقیر جامه ٔ سخت کوتاه و مخالف عفاف . لباس نادرخور و نابرازنده و کوتاه . جامه ٔ کوتاه نا
اریارمنلغتنامه دهخدااریارمن . [ اَ ریا رَ ن َ ] (اِخ ) اَریارَمْنا. پسر چیش پیش پسر هخامنش ، جدّ داریوش بزرگ . (ایران باستان ص 230). || برادر کوروش دوم و پدر ارشام . (ایران باستان