چیدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. کندن ۲. بریدن، قیچی کردن ۳. قطع کردن ۴. پهن کردن، گستردن ۵. قرار دادن، نهادن ۶. زدن، ستردن ۷. انتخاب کردن، جدا کردن، گلچین کردن، گزیدن ۸. ستردن، پیراستن، اصل
shearsدیکشنری انگلیسی به فارسیقیچی، ماشین برش، چیدن مو، اسباب برش قیچی، چیدن پشم گوسفند و غیره، قیچی کردن، بریدن، شکاف دادن
shearدیکشنری انگلیسی به فارسیبرش، ماشین برش، چیدن مو، اسباب برش قیچی، چیدن پشم گوسفند و غیره، قیچی کردن، بریدن، شکاف دادن
بریدنلغتنامه دهخدابریدن . [ ب ُ دَ / ب ُرْ ری دَ ] (مص ) قطع کردن . (آنندراج ).جدا کردن . (ناظم الاطباء). جدا کردن با آلتی برنده چون کارد و غیره . (یادداشت دهخدا). اًبتات . اًترا