چیدمانmise en place 2واژههای مصوب فرهنگستانمرتب و منظم کردن میز و صندلی و وسایل روی میز برای پذیرایی از مهمانان
چیدمان نامتعامدnonorthogonal geometryواژههای مصوب فرهنگستانهر نوع هندسۀ برداشت سهبعدی که در آن از شبکۀ راستخطها استفاده نمیشود متـ . چیدمان مایل slanted geometry
چیدمان امریکاییAmerican service 2واژههای مصوب فرهنگستاننوعی چیدمان میز که در آن برای هر مهمان کارد و چنگال و پیشدستی و دستمالسفره و دو یا سه لیوان و گاه یک فنجان و نعلبکی در نظر گرفته میشود
چیدمان آجریbrick geometry, brickwall geometry, brick pattern, brickwall patternواژههای مصوب فرهنگستاننوعی چیدمان متعامد که در آن خطهای چشمه در میان خطهای گیرنده به چپ یا راست جابهجا میشود
چیدمان باریکسمتnarrow azimuth geometryواژههای مصوب فرهنگستاننوعی هندسۀ برداشت سهبعدی که در آن موجهایی که از سمتهای مختلف با گسترۀ باریک میرسند ثبت میشوند