چیالغتنامه دهخداچیا. [ چ ُ / چ َ ] (اِ) در لهجه ٔ کردی به معنی تپه است . چقا. رجوع به چقا شود. (یادداشت مؤلف ).
چیاکبودلغتنامه دهخداچیاکبود. [ ک َ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه همدان و کرمانشاه میان مرادحاصل و چیاکلان در 565000 گزی تهران . (یادداشت مؤلف ).
چیاکلانلغتنامه دهخداچیاکلان . [ ک َ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه همدان و کرمانشاه میان چیاکبود و چیامیرزا در 565500 گزی تهران . (یادداشت مؤلف ).
چیالکلغتنامه دهخداچیالک . [ ل َ ] (اِ) توت فرنگی . چیلک . شاکله . چلم . در عربی آن را فروله و شُلیک خوانند. گیاهی از خانواده ٔ گلسرخیان و از تیره ٔ چیالک هاست و چند سال عمر میکند
چیامپهلغتنامه دهخداچیامپه . [ پ َ ] (اِخ ) سرزمین بزرگی است در جنوب هندوچین و سابقاً مستقل بوده است ولی اکنون از توابع آنام بشمار است . عرض شمالی آن َ18 ْ10و َ5 ْ12 و طول شرقی آن
چیامیرزالغتنامه دهخداچیامیرزا. (اِخ ) نام محلی کنار راه همدان و کرمانشاه میان چیاکلان و باغ نی در 5566500 گزی تهران . (یادداشت مؤلف ).