چگانلغتنامه دهخداچگان . [ چ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مارز بخش کهنوج شهرستان جیرفت که در 180 هزارگزی جنوب کهنوج و6 هزارگزی جنوب راه مالرو مارز به رمشک واقع است و 40 تن س
چگانلغتنامه دهخداچگان . [ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه که در 11 هزارگزی جنوب خاوری مراغه و یک هزارگزی شمال راه ارابه رو مراغه به قره آغاج واقع است .
چگانیلغتنامه دهخداچگانی . [ چ َگ ْ گا ] (اِ) نوعی از خربزه ٔ شیرین باشد. (برهان ) (از ناظم الاطباء). نوعی از خربزه باشد. (جهانگیری ) (از رشیدی ). نوعی از خربزه است که شیرین است و
چگانیلغتنامه دهخداچگانی . [ چ َگ ْ گا ] (اِ) نوعی از خربزه ٔ شیرین باشد. (برهان ) (از ناظم الاطباء). نوعی از خربزه باشد. (جهانگیری ) (از رشیدی ). نوعی از خربزه است که شیرین است و
سراجولغتنامه دهخداسراجو. [ س َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای مرکزی شهرستان مراغه که در شمال و خاور بخش واقع شده است و آب قراء دهستان از رودخانه های صوفی چای ، مردق چگان ، لیلان ،