چکرلغتنامه دهخداچکر. [ چ ِ ک ُ ] (اِ) چوبی گرد که کودکان بدان بازی کنند. قسمی چوب برای نوعی بازی کودکانه که آن بازی را به عربی طَث ّ خوانند. مِطَثَّه . (منتهی الارب ).
چکر عطالغتنامه دهخداچکر عطا. [ چ ُ ک ُ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتابای بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس که در 15 هزارگزی شمال خاوری گنبد واقع است . دشت و هوایش معتدل است و 150 تن
چکرودلغتنامه دهخداچکرود. [ چ ُ ] (اِخ ) ده کوچکی از دهستان اشکود بالا که در بخش رودسر شهرستان لاهیجان در 56 هزارگزی جنوب رودسر و 20 هزارگزی خاور سی پل واقع است و 20 تن سکنه دارد.
چکر عطالغتنامه دهخداچکر عطا. [ چ ُ ک ُ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتابای بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس که در 15 هزارگزی شمال خاوری گنبد واقع است . دشت و هوایش معتدل است و 150 تن